به نام مرداني كه در بند اند.
 به نام زناني كه تبعيد شدند.
 به نام ياران مان همه،
 كه جان باختند و كشته گان؛
 ز آنرو كه تن به تباهي ندادند!


پاول الوار، اسم مستعار اوژن گريندل (Eugene Grindel ) ، شاعر سوررئاليست و مبارز فرانسوي است. اشعار مقاومت پل الوار درحين اشغال فرانسه ازطريق فاشيسم آلمان و اشعاربعدازجنگ جهاني دوم او، درنظر شعرشناسان، از بهترين سرودههاي مدرن قرن بيستم درجهان هستند. منقدين چپ مينويسند كه او گرچه شاعري سوررئاليست بود ولي زير تعثير تجربه هاي تاريخي - اجتمايي، احساس آگاهانه سياسي درشعرنمود. او با برتون و آراگون از پايه گذاران مكتب ادبي سوررئاليسم در فرانسه بود. درغالب اشعار پل الوار موضوعاتي مانند عشق- سياست- و مبارزه- باهم تقاطع مي يابند. تاسال 1936 بهترين اشعار وي زير تعثير عشق نوشته شده اند. خواننده در شعر او با اعتراض به بي عدالتي هاي اجتمايي آشنا ميگردد. در طول سالهاي اشغال فرانسه، الوار شعرش را نه تنها درخدمت مبارزه با فاشيسم بلكه در راه مبارزه با بورژوازي خودي نيز قرار داد. شوق و شور شعر مبارزاتي او، در كيفيت شعر آراگون، در زمان اشغال فرانسه، ارزشيابي ميشود. تجربه هاي شركت او درجنگ داخلي اسپانيا و ساير حوادث زمان، باعث شدند كه او هميشه براي محرومان و آزاديخواهان ،موضعگيري نمايد. الوار در رابطه با جمهوريخواهان اسپانيايي، با گارسيا لوركا، در جنگ آشنا شد. شعر او با كمك محتواي قوي انساندوستانه و توصيف احساسات عميق و پرشور، تعثيري فراموش نشدني روي تمام اقشار خلق گذاشت. او بهترين شاعر نسل خودشد. شعر الوار: كوتاه – فشرده – و مخاطبه اي ،است. اولين شعر او در سال 1917 زير تعثير عقيده “روح جمعي“ سروده شد .
پل الوار در سال 1895 درفرانسه بدنيا آمد . پدرش كارمند جزء ومادرش خياط بود. اودرسال 1924 سفري طولاني به كشورهاي محروم آسياي شرقي نمود، و گرچه ازسال 1927 با كمونيست ها رابطه داشت ولي درسال 1942 در حين اشغال فرانسه و در رابطه با شوراي ملي مقاومت، وارد حزب كمونيست فرانسه شد. پل الوار پيش از عضويت در حزب كمونيست، درسال 1930 در كنگره انترناسيونال دوم نويسندگان انقلابي جهان در شوروي شركت نموده بود.. اوبعداز جنگ جهاني دوم بدليل اشعار اجتمايي و فعاليت هاي سوسياليستي مشهور شد؛ بعد از سالها ارتباط با تسارا، شاعر دادائيست – و آراگون، شاعر سوررئاليست، الوار در سال 1938 از آندو جدا گرديد. در اشعار الوار نشانه از سبك تمام شاعران سوررئاليست ديده ميشود. به نظر مورخين ادبي، پل الوار بيش از ديگران شعر بين دو جنگ جهاني در فرانسه را تحت تعثير خود قرار داده است.اوبعداز جنگ جهاني دوم، يكي از رهبران و نمايندگان جنبش صلحخواهي فرانسه نيز شد.

 

آزادی

بر دفترچه ترانه هایم
بر میز، بر درختان
با نقشی بر شن، با نقشی بر برف
می نویسمت

بر هر صفحه که می خوانم
بر هر صفحه ی سفید
برخاکستر کاغذها یا بر سنگ خون
می نویسمت

بر عکس های طلایی
بر زره جنگجویان
بر تاج هر شاه
می نویسمت

بر جنگل و صحرا
بر آشیانه و بر سرو کوهی
بر انعکاس کودکی ام
می نویسمت

بر مرمر شب ها
برسفیدی نان روزها
بر همه ی فصل های موعود
می نویسمت

بر هر وصله آبی در آسمان های سربی
بر برکه در آفتاب پوسیده
بر آبراه زندگی
می نویسمت

بر دشت ها، بر افق
بر هر بال هر پرنده
بر آسیاب سایه ها
می نویسمت

بر هر وزش غروب
بر دریا، بر کشتی ها
بر کوهستان دیوانه
می نویسمت

بر جوش و خروش ابرها
بر عرق توفان
بر بوی نا و انبوهی باران
می نویسمت

بر هر مساعدت
بر پیشانی دوستانم
بر هر دست کمک
می نویسمت

بر پنجره شگفتی ها
بر لبان شنونده
به مراتب برتر از سکوت
می نویسمت
بر بهشت های بر باد رفته ام
بر فانوس های دریایی مخروب
بر دیوارهای یاس
می نویسمت

بر غیبت بی آرزو
بر برهنگی تنهایی
حتی بر قدم های مرگ
می نویسمت

بر سلامت بازگشته
بر خطر بیهوده
بر امید بی عداوت
می نویسمت

و با قدرت یک کلمه
زندگی ام را دوباره باز می یابم
من زاده شدم تا ترا بشناسم
تا ترا نام دهم
آزادی