پرویز اسلامپور، "شاعر دیگر" درگذشت

پرویز اسلامپور یکی از نمایندگان برجسته "شعر دیگر" و از جمله پدیدآوردگان بیانیه "شعر حجم" در پاریس درگذشت. اسلامپور شاعری گوشه‌گیر بود و پیکر بی‌جان وی سه روز پس از مرگ، در آپارتمانش پیدا شد.

شاید پس از یدالله رویایی بتوان پرویز اسلامپور را یکی از پرشورترین مدافعان شعر حجم به حساب آورد. محمود شجاعی (شاعر و نمایشنامه‌نویس) ، بهرام اردبیلی(شاعر)، هوشنگ آزادی‌ور (شاعر و سینماگر) و فیروز ناجی (شاعر) از دیگر امضا‌کنندگان بیانیه شعر حجم بودند.

اسلامپور در بیانیه شعر حجم می‌نویسد: «حجم سکوت پرتاب است، و ظرفیت پرتاب‌های دور جهان‌های ناپیدای شعر. پرش از حجم، روحانیت افتادن است و حجم فضای این روحانیت. به مثابه آن نیروی جادویی ایمانی است که پرش‌های سفینه‌های دور پرواز را در اراده‌ی خداوندی می‌آورد.»

اسلامپور به نمایش‌نامه‌نویسی نیز دلبستگی داشت. او در برخی از اشعارش از چهره‌های اساطیری ایرانی و اشعار شاعران پیشین بویژه فردوسی سود برده است.

چشم‌های فصل
آمده از هیولای سنگ
تا فراخی ازدحام زخم-
کودن-
سیاوش از دیارهای طبیعی می‌آید-
از دیارهای مطهر-
تا در اعماق فصل‌های جادوگر
چاله‌های مستور مردگان تردید را
نبش کند.

یدالله رویایی، به عنوان مهم‌ترین نظریه‌پرداز شعر حجم در باره شعر اسلامپور می‌گوید: «در دوره‌های مختلف شیوه‌های بیانی مختلفی را تجربه می‌کند و در بعضی موفق و راضی و در بعضی دیگر لجوج و جستجوگر پیش می‌رود.» برخی منتقدان بر این باورند که شعر اسلامپور در این دوران از اشعار رویایی نیز پیچیدگی بیشتری دارد.

از پرویز اسلامپور چهار کتاب منتشر شده که همه متعلق به اواخر دهه ۴۰ هستند: "وصلت درمنحنی سوم" ( ۱۳۴۶)، "نمک و حرکت ورید" (۱۳۴۷) ، "سطح شبح و در سفر پاک" (۱۳۴۹)، "پس حس خداوند نجاتم می‌دهد" (۱۳۴۹)

درباره چگونگی درگذشت اسلامپور
 
شبنم آذر روزنامه‌نگار، شاعر و یکی از بستگان پرویز اسلامپور
.
درگفت‌وگوی اختصاصی به دویچه وله گفت که این شاعر سرشناس ایران در "تنهایی در آپارتمان خود در پاریس فوت کرده است." پس از آنکه اعضای خانواده اسلامپور چند روزی از وی بی‌خبر بودند و تلفن‌های مکرر آنها بی‌پاسخ مانده بود، با رجوع به آپارتمان اسلامپور با پیکر بی‌جان وی بر روی زمین مواجه می‌شوند.

سیمین، همسر پرویز اسلامپور نیز چند سال پیش درگذشت و لیلا تنها فرزند وی است.

به گفته خانم آذر به روال قانونی و متعارف جسد اسلامپور به پزشکی قانونی منتقل شده است تا دلیل مرگ وی روشن شود. به گفته شبنم آذر، پرویز اسلامپور بیماری خاصی نداشته است یا حداقل بستگانش از آن بی‌طلاع بوده‌اند. برای تعیین دلیل واقعی مرگ اسلامپور باید در انتظار نتایج معاینات پزشک قانونی ماند.

پرویز اسلامپور به گفته بستگانش فردی بسیار عزلت‌جو بوده و دارای رفت وآمد‌های گسترده نبوده است. به گفته شبنم آذر "به همین دلیل و بنا به اطلاعات اولیه پیکر بی‌جان وی سه روز پس از مرگ وی در آپارتمان" پیدا شده است.

اسلامپور پس از انقلاب ایران را ترک کرد و مدتی نیز در مرکز ملی و فرهنگی "ژرژ پمپیدو" در پاریس مشغول کار بود. وی چند سال پیش بازنشسته شد.

یکی از ویژگی‌های بارز شخصیتی اسلامپور گوشه‌نشینی وی عنوان می‌شود. او به عنوان یکی از پیشگامان شعر حجم در خارج کشور فعالیت هنری چندانی نداشته یا دست‌کم به انتشار اثری دست نزده است. تنها در نشریه ادبی و اینترنتی "دوات" مجموعه اشعاری از وی به چاپ رسیده است.

شبنم آذر می‌گوید که اسلامپور بارها مایل بوده که در نشست‌هایی نظرات و "حرف‌های ناگفته" خود را در باره ادبیات و کارهایش مطرح سازد اما دقیقا به خاطر روح ملتهب و ناآرامش از انجام آنها در آخرین روزها منصرف شده است.

اما پرویز اسلامپور دو دفتر درباره کارهای ادبی خود و ادبیات بطور کلی نگاشته که خانواده‌ی او امیدوار است امکان چاپ آن را بیابد.

همانند بسیاری از چهره‌های هنری ایران مرگ پرویز اسلامپور در تنهایی و به دور از سرزمین و دوستانش، فقدان وی را غم‌انگیزتر کرده است.

اسلامپور در یکی از شعرهایش می‌نویسد:

یک نقطه‌ی بزرگ روشن
همواره
قلبم را می‌فشارد
سال بهار که می‌رسد
چلچه‌ها به یاد می‌آیند
و من از یاد می‌روم
اینک که ماه
کلاغی‌ست با جیغش
بر سرم
و پلک‌های خیس و تقه‌ی در
که پاسخی ندارد
رمه‌ها که بیایند، مردانگی‌یم را
نزد سگ‌های سرما زده
به زمین می‌نهم و
دور می‌شوم


نگاهی به ادبیات داستانی گیلان *

      به اعتقاد بهزاد موسايی منتقد ادبی گيلانی ، سابقه داستان نويسی در اين خطه سرسبز حتی از "يکی بود يکی نبود " جمال زاده نيز فراتر رفته و با داستان های کوتاه نويسنده ای به نام علی عمو در سال 1288 آغاز می شود.
موسايی ادبيات داستانی گيلان را به چند دوره تقسيم می کند :
 1-داستان نويسانی که از 1288 تا 1328 فعاليت می کردند که با علی عمو آغاز شد.
معرفی علی عمو ، منتقدان را که شروع داستان نويسی مدرن ايران را با " يکی بود ، يکی نبود" جمال زاده در سال 1300 می دانستند ، به چالش واداشت .
کريم کشاورز ، محمد علی افراشته ، محمود اعتماد زاده ( به آذين ) ، علی مستوفی و سرتيپ محمد علی صفاری در اين دوره می گنجند.
 2-دهه 30 و 40 شامل محمود طياری ، مجيد دانش آراسته ، ابراهيم رهبر ، اکبر رادی و بسياری ديگر که در دهه 40 کار خود را اغلب با نشريه " بازار " ويژه هنر و ادبيات محمد تقی صالح پور آغاز کردند.
به اعتقاد وی استخوان دارترين نويسندگان گيلان مثل اکبر رادی با مجموعه داستان" جاده "مربوط به اين دوران هستند.
 3-دهه 50 تا 70 شامل محمود بدر طالعی ، حسن اصغری ، کاظم سادات اشکوری ، محسن حسام ، فرزام طالبي و .. هستند.
موسايی ، ويژگی بارز اين نويسنده ها را پيام انسانی و محتوای اجتماعی ، پرداختن به مضامينی چون فقر کارگران ، کشاورزان ونقد اوضاع نابسامان اجتماعی آن دهه می داند.
به گفته وی پس از انقلاب و جنگ نويسندگان ما شروع به تجربه در اين حوزه کردند که بارزترين نمونه های آن بيژن نجدی با " يوزپلنگانی که با من دويده اند" 1373 و قاسم کشکولی با " زن در پياده رو راه می رود"  1377 بود.
اين آثار حضور نويسندگان خوش آتيه ای را به جامعه ادبی بشارت دادند.
وی تصريح کرد: بعد از انقلاب در حوزه داستان سه گرايش را بيشتر ملاحظه کرديم :

1- ادبيات کارگری مثل مجموعه داستان دو جلدی " ملاقاتی ها" از محسن حسام از جمله داستانهايی است که در مورد زندانی های سياسی و بر مبنای باورهای مسلط سياسی نوشته شده است.

2- ادبياتی با عنوان ادبيات جنگ که بخشی از داستان نويسی ايران را به خود اختصاص می دهد.
نويسندگان شمالی به دليل موقعيت اقليمی و دوری از جغرافيای جنگ کمتر به اين مورد اقبال نشان داده اند ولی با اين همه نويسندگانی چون محمود بدر طالعی با " بمباران " و مجموعه داستان " چاپ آخر زندگی " از ابراهيم رهبر و چند داستان کوتاه از نويسندگان گيلانی در نشريات محلی نمايندگان اين گرايش محسوب می شوند.
3- سومين جريان ، داستان گيلکی است که از هفته نامه های دامون و گيله وا که توسط جکتاجی منتشر می شد آغاز شد.
به گفته وی اين ها گونه ای از داستان را معرفی می کنند که به تمامی با زبان گيلکی و فولکلور اين منطقه پرداخت شده است .
از گيلکی نويسان اين دوره که آثاری عرضه کرده اند می توان به بشرا ، محمود طياری ، هادی غلامدوست ، محمد حسن جهری و تنی چند اشاره کرد.
وی تصريح کرد : نوشتن داستان با مصالحی از اين دست يا سبک ؟ ( گيلکی ) کم و بيش پی گرفته می شود و جايگاهی را در ادبيات شمال به خود اختصاص می دهد اما آنچه مسلم است از اين ميان اثری هنری که قابليت طرح در روند داستان نويسی ايران را داشته باشد تا به امروز به دست نيامده است .
وی در خصوص نويسندگان زن گيلان اظهار داشت : نخستين کسی که بايد او را در اين گفتار نام برد "آليس آرزومانيان" پيشگام زنان نويسنده گيلان است . از آرزومانيان رمان " همه از يک " سال 1343 چاپ و منتشر شد .
موسايی اظهار داشت : داستان نويسان زن گيلان در دهه 60 تا 70 در عرصه داستان نويسی ظهور می کنند که به هويت ، جايگاه و مشکلات زنان پرداخته اند.
اين منتقد ادبی به عنوان نمونه به نويسندگانی چون فرخ لمعه ، مهکامه رحيم زاده ، فرناز شريفی ، مهين خديوی ، ژيلا هاتفی ، شوکت منصوری ، شادی پيروزی ، نينا گلستانی ، ناتاشا محرم زاده ، خزر مهران فر ، مهناز علی پور گسکری و غيره اشاره کرد.
به اعتقاد وی از جمله ويژگی های نويسندگان اين مقطع توجه به مسائل فنی داستان نويسی ، مضامين بکر ، نثر و زبان بديع است .
موسايی معتقد است : ادبيات داستانی شمال به شکوفايی نزديک است و آثار دو نسل اخير را گواه صادق اين مدعا می داند .
چنانکه مرحوم بيژن نجدی اگر چه مجال تجربه بيشتر نيافت با يگانه اثر داستانی خود " يوزپلنگانی که با من دويده اند " نگاه ها را متوجه ادبيات شمال کشور نمود.
همچنين قاسم کشکولی با اثر خود به نام " زن در پياده رو راه می رود"  ، فرخ لمعه با داستان بلند " ابوالهول " ، محسن مرتضاييان آبکنار با " کنسرت تارهای ممنوعه " فروتنانه در کنار صداهای تازه دهه 70 تا 80 می ایستند.
هنوز می توان به نام هايی اشاره کرد که داستان نويسی اين منطقه را غنی و پربار کرده اند که مجالی فراختر و فرصتی بيشتر می طلبد. 

 


*.منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)