بندرانزلي - گيلان سرزمين جنگل و دريا در بسياري از زمينه هاي فرهنگي و ادبي پيشگام بوده و بزرگان بسياري را در هنرهاي مختلف از سينماگرفته تا داستان نويسي به اين مرز و بوم معرفي کرده است . |
به اعتقاد بهزاد موسايي منتقد ادبي گيلاني ، سابقه داستان نويسي در اين خطه سرسبز حتي از " يکي بود يکي نبود " جمال زاده نيز فراتر رفته و با داستانهاي کوتاه نويسنده اي به نام علي عمو در سال 1288 آغاز مي شود.
موسايي ادبيات داستاني گيلان را به چند دوره تقسيم مي کند :
1-داستان نويساني که از 1288 تا 1328 فعاليت مي کردند که با علي عمو آغاز شد.
معرفي علي عمو ، منتقدان را که شروع داستان نويسي مدرن ايران را با " يکي بود ، يکي نبود" جمال زاده در سال 1300 مي دانستند ، به چالش واداشت .
کريم کشاورز ، محمد علي افراشته ، محمود اعتماد زاده ( به آذين ) ، علي مستوفي ، سرتيپ محمد علي صفاري در اين دوره مي گنجند.
2-دهه 30 و 40 شامل محمود طياري ، مجيد دانش آراسته ، ابراهيم رهبر و اکبر رادي و بسياري ديگر که در دهه 40 کار خود را اغلب با نشريه " بازار " ويژه هنر و ادبيات محمد تقي صالح پور آغاز کردند.
به اعتقاد وي استخوان دارترين نويسندگان گيلان مثل اکبر رادي با مجموعه داستان جاده مربوط به اين دوران هستند.
3-دهه 50 تا 70 شامل محمود بدر طالعي ، حسن اصغري ، کاظم سادات اشکوري ، محسن حسام ، فرزام طالبي و .. هستند
موسايي ، ويژگي بارز اين نويسنده ها را پيام انساني و محتواي اجتماعي ، پرداختن به مضاميني چون فقر کارگران ، کشاورزان ، نقد اوضاع نابسامان اجتماعي آن دهه مي داند.
به گفته وي پس از انقلاب و جنگ نويسندگان ما شروع به تجربه در اين حوزه کردند که بارزترين نمونه هاي آن بيژن نجدي با " يوزپلنگاني که با من دويده اند" 1373 و قاسم کشکولي با " زن در پياده رو راه مي رود" 1377 بود.
اين آثار حضور نويسندگان خوش اتيه اي را به جامعه ادبي بشارت دادند.
وي تصريح کرد: بعد از انقلاب در حوزه داستان سه گرايش را بيشتر ملاحظه کرديم 1- ادبيات کارگري مثل مجموعه داستان دو جلدي " ملاقاتي ها" از محسن حسام از جمله داستانهايي است که در مورد زنداني هاي سياسي و بر مبناي باورهاي مسلط سياسي نوشته شده است 2- ادبياتي با عنوان ادبيات جنگ که بخشي از داستان نويسي ايران را به خود اختصاص مي دهد.
نويسندگان شمالي به دليل موقعيت اقليمي و دوري از جغرافياي جنگ کمتر به اين مورد اقبال نشان داده اند ولي با اين همه نويسندگاني چون محمود بدر طالعي با " بمباران " و مجموعه داستان " چاپ آخر زندگي " از ابراهيم رهبر و چند داستان کوتاه از نويسندگان گيلاني در نشريات محلي نمايندگان اين گرايش محسوب مي شود.
3- سومين جريان ، داستان گيلکي است که از هفته نامه هاي دامون و گيله وا که توسط جکتاجي منتشر مي شد آغاز شد.
به گفته وي اينها گونه اي از داستان را معرفي مي کنند که به تمامي با زبان گيلکي و فولکلور اين منطقه پرداخت شده است .
از گيلکي نويسان اين دوره که اثاري عرضه کرده اند مي توان به بشرا ، محمود طياري ، هادي غلامدوست ، محمد حسن جهري و تني چند اشاره کرد.
وي تصريح کرد : نوشتن داستان با مصالحي از اين دست يا سبک ؟ ( گيلکي ) کم و بيش پي گرفته مي شود و جايگاهي را در ادبيات شمال به خود اختصاص مي دهد اما آنچه مسلم است از اين ميان اثري هنري که قابليت طرح در روند داستان نويسي ايران را داشته باشد تا به امروز به دست نيامده است .
وي در خصوص نويسندگان زن گيلان اظهار داشت : نخستين کسي که بايد او را در اين گفتار نام برد "آليس آرزومانيان" پيشگام زنان نويسنده گيلان است . از آرزومانيان رمان " همه از يک " سال 1343 چاپ و منتشر شد .
موسايي اظهار داشت : داستان نويسان زن گيلان در دهه 60 تا 70 در عرصه داستان نويسي ظهور مي کنند که به هويت ، جايگاه و مشکلات زنان پرداخته اند.
اين منتقد ادبي به عنوان نمونه به نويسندگاني چون فرخ لمعه ، مهکامه رحيم زاده ، فرناز شريفي ، مهين خديوي ، ژيلا هاتفي ، شوکت منصوري ، شادي پيروزي ، نينا گلستاني ، ناتاشا محرم زاده ، خزر مهران فر و مهناز علي پور گسکري و غيره اشاره کرد.
به اعتقاد وي از جمله ويژگي هاي نويسندگان اين مقطع توجه به مسائل فني داستان نويسي ، مضامين بکر ، نثر و زبان بديع است .
موسايي معتقد است : ادبيات داستاني شمال به شکوفايي نزديک است و آثار دو نسل اخير گواه صادق اين مدعا مي داند .
چنانکه مرحوم بيژن نجدي اگر چه مجال تجربه بيشتر نيافت با يگانه اثر داستاني خود " يوزپلنگاني که با من دويده اند " نگاه ها را متوجه ادبيات شمال کشور نمود.
همچنين قاسم کشکولي با اثر خود به نام " زن در پياده رو راه مي رود" . فرخ لمعه با داستان بلند " ابوالهول " ، محسن مرتضاييان آبکنار با " کنسرت تارهاي ممنوعه " فروتنانه در کنار صداهاي تازه دهه 70 تا 80 مي استند.
هنوز مي توان به نامهايي اشاره کرد که داستان نويسي اين منطقه را غني و پربار کرده اند که مجالي فراختر و فرصتي بيشتر مي طلبد.
بهزاد موسايي سال 1346 از يک خانواده گيلاني در شيراز متولد شد .
پدرش نظامي بود و وي تحصيلات ابتدايي را در کرج و راهنمايي و دبيرستان را در انزلي به پايان رساند.
فعاليتهاي فرهنگي خود را با بازي در تئاتر در دهه 60 آغاز کرد . موسايي يکي از بانيان انجمن نمايش انزلي و فعالان کانون فيلم در انزلي بود .
پس از آن شروع به نقد نمايش در نشرياتي مانند کادح ، نقش قلم و غيره کرد و ، نقد نويسي ها ذوق نوشتن را در وي برانگيخت .
موسايي در حوزه هاي متفاوت ادبيات نمايشي ، داستاني و تحقيقات ادبي فعاليت مي کند .
اولين کارش " ادبيات اقليمي " بود که سال 1379 پيرامون ادبيات اقليمي گيلان نوشت . سال 80 به اصرار دوستان روزنامه نگار از جمله محمد تقي صالح پور وارد حوزه نقد ادبيات داستاني شد .
موسايي سال 1380 مجموعه " از مه تا کلمه " نمونه هايي از داستانهاي کوتاه امروز گيلان از 1288 تا 1380 را توسط نشر دشتستان تهران منتشر کرد .
بعد از انتشار " از مه تا کلمه " در حوزه داستان مکالمات با عنوان " ببار اينجا بر دلم با مهدي اخوان لنگرودي پيرامون ادبيات در مهاجرت را منتشر کرد.
موسايي پس از آن " فرهنگ تحليلي داستان نويسان گيلان " را آماده کرد که از 1288 تا 1388 را در بر مي گيرد .
" زندگي و اثار نمايشي ميرزا حسن خان ناصر " از پيشگامان تئاتر گيلان که روزنامه " اميد ترقي " را منتشر مي کرد و بيش از 40 نمايشنامه را به فارسي ترجمه يا آداپته کرد از ديگر کارهاي در دست چاپ موسايي است که توسط انتشارات ايليا زير چاپ مي باشد .
تلاشهاي وي منجر به ترجمه مجموعه داستاني از محمد علي افراشته با عنوان " دماغ شاه " شد . افراشته روزنامه نگار و طنزنويس گيلاني اين داستانها را سال 1338 در بلغارستان و به زبان بلغاري منتشر کره که به همت موسايي و با همکاري سفارت بلغارستان و يک بانوي استاد ادبيات فارسي دانشگاه صوفيه به نام فلورا ترجمه شده است .
از ديگر آثار موسايي که هم اکنون در انتظار دريافت مجوز چاپ است " شناخت نامه م . ا.به آذين " محمود اعتماد زاده است .
" فرهنگ تحليلي داستان نويسان گيلان " که تا پايان امسال منتشر خواهد شد از سال 1288 تا 1388 صد سال داستان نويسي گيلان را بررسي مي کند .
در اين اثر 380 نويسنده گيلاني شناسايي و قريب 400 داستان يا رمان بررسي شده و ترتيب ذکر داستان نويسان بر اساس سال توليد اثر و ورود به عرصه ادب صورت گرفته است .
در اين کتاب علاوه بر بيان شرح حال مختصري از هر نويسنده ، اثر هر داستان نويس بررسي و کتاب شناسي کاملي از اثر آمده است . کد/ 4
620
موسايي ادبيات داستاني گيلان را به چند دوره تقسيم مي کند :
1-داستان نويساني که از 1288 تا 1328 فعاليت مي کردند که با علي عمو آغاز شد.
معرفي علي عمو ، منتقدان را که شروع داستان نويسي مدرن ايران را با " يکي بود ، يکي نبود" جمال زاده در سال 1300 مي دانستند ، به چالش واداشت .
کريم کشاورز ، محمد علي افراشته ، محمود اعتماد زاده ( به آذين ) ، علي مستوفي ، سرتيپ محمد علي صفاري در اين دوره مي گنجند.
2-دهه 30 و 40 شامل محمود طياري ، مجيد دانش آراسته ، ابراهيم رهبر و اکبر رادي و بسياري ديگر که در دهه 40 کار خود را اغلب با نشريه " بازار " ويژه هنر و ادبيات محمد تقي صالح پور آغاز کردند.
به اعتقاد وي استخوان دارترين نويسندگان گيلان مثل اکبر رادي با مجموعه داستان جاده مربوط به اين دوران هستند.
3-دهه 50 تا 70 شامل محمود بدر طالعي ، حسن اصغري ، کاظم سادات اشکوري ، محسن حسام ، فرزام طالبي و .. هستند
موسايي ، ويژگي بارز اين نويسنده ها را پيام انساني و محتواي اجتماعي ، پرداختن به مضاميني چون فقر کارگران ، کشاورزان ، نقد اوضاع نابسامان اجتماعي آن دهه مي داند.
به گفته وي پس از انقلاب و جنگ نويسندگان ما شروع به تجربه در اين حوزه کردند که بارزترين نمونه هاي آن بيژن نجدي با " يوزپلنگاني که با من دويده اند" 1373 و قاسم کشکولي با " زن در پياده رو راه مي رود" 1377 بود.
اين آثار حضور نويسندگان خوش اتيه اي را به جامعه ادبي بشارت دادند.
وي تصريح کرد: بعد از انقلاب در حوزه داستان سه گرايش را بيشتر ملاحظه کرديم 1- ادبيات کارگري مثل مجموعه داستان دو جلدي " ملاقاتي ها" از محسن حسام از جمله داستانهايي است که در مورد زنداني هاي سياسي و بر مبناي باورهاي مسلط سياسي نوشته شده است 2- ادبياتي با عنوان ادبيات جنگ که بخشي از داستان نويسي ايران را به خود اختصاص مي دهد.
نويسندگان شمالي به دليل موقعيت اقليمي و دوري از جغرافياي جنگ کمتر به اين مورد اقبال نشان داده اند ولي با اين همه نويسندگاني چون محمود بدر طالعي با " بمباران " و مجموعه داستان " چاپ آخر زندگي " از ابراهيم رهبر و چند داستان کوتاه از نويسندگان گيلاني در نشريات محلي نمايندگان اين گرايش محسوب مي شود.
3- سومين جريان ، داستان گيلکي است که از هفته نامه هاي دامون و گيله وا که توسط جکتاجي منتشر مي شد آغاز شد.
به گفته وي اينها گونه اي از داستان را معرفي مي کنند که به تمامي با زبان گيلکي و فولکلور اين منطقه پرداخت شده است .
از گيلکي نويسان اين دوره که اثاري عرضه کرده اند مي توان به بشرا ، محمود طياري ، هادي غلامدوست ، محمد حسن جهري و تني چند اشاره کرد.
وي تصريح کرد : نوشتن داستان با مصالحي از اين دست يا سبک ؟ ( گيلکي ) کم و بيش پي گرفته مي شود و جايگاهي را در ادبيات شمال به خود اختصاص مي دهد اما آنچه مسلم است از اين ميان اثري هنري که قابليت طرح در روند داستان نويسي ايران را داشته باشد تا به امروز به دست نيامده است .
وي در خصوص نويسندگان زن گيلان اظهار داشت : نخستين کسي که بايد او را در اين گفتار نام برد "آليس آرزومانيان" پيشگام زنان نويسنده گيلان است . از آرزومانيان رمان " همه از يک " سال 1343 چاپ و منتشر شد .
موسايي اظهار داشت : داستان نويسان زن گيلان در دهه 60 تا 70 در عرصه داستان نويسي ظهور مي کنند که به هويت ، جايگاه و مشکلات زنان پرداخته اند.
اين منتقد ادبي به عنوان نمونه به نويسندگاني چون فرخ لمعه ، مهکامه رحيم زاده ، فرناز شريفي ، مهين خديوي ، ژيلا هاتفي ، شوکت منصوري ، شادي پيروزي ، نينا گلستاني ، ناتاشا محرم زاده ، خزر مهران فر و مهناز علي پور گسکري و غيره اشاره کرد.
به اعتقاد وي از جمله ويژگي هاي نويسندگان اين مقطع توجه به مسائل فني داستان نويسي ، مضامين بکر ، نثر و زبان بديع است .
موسايي معتقد است : ادبيات داستاني شمال به شکوفايي نزديک است و آثار دو نسل اخير گواه صادق اين مدعا مي داند .
چنانکه مرحوم بيژن نجدي اگر چه مجال تجربه بيشتر نيافت با يگانه اثر داستاني خود " يوزپلنگاني که با من دويده اند " نگاه ها را متوجه ادبيات شمال کشور نمود.
همچنين قاسم کشکولي با اثر خود به نام " زن در پياده رو راه مي رود" . فرخ لمعه با داستان بلند " ابوالهول " ، محسن مرتضاييان آبکنار با " کنسرت تارهاي ممنوعه " فروتنانه در کنار صداهاي تازه دهه 70 تا 80 مي استند.
هنوز مي توان به نامهايي اشاره کرد که داستان نويسي اين منطقه را غني و پربار کرده اند که مجالي فراختر و فرصتي بيشتر مي طلبد.
بهزاد موسايي سال 1346 از يک خانواده گيلاني در شيراز متولد شد .
پدرش نظامي بود و وي تحصيلات ابتدايي را در کرج و راهنمايي و دبيرستان را در انزلي به پايان رساند.
فعاليتهاي فرهنگي خود را با بازي در تئاتر در دهه 60 آغاز کرد . موسايي يکي از بانيان انجمن نمايش انزلي و فعالان کانون فيلم در انزلي بود .
پس از آن شروع به نقد نمايش در نشرياتي مانند کادح ، نقش قلم و غيره کرد و ، نقد نويسي ها ذوق نوشتن را در وي برانگيخت .
موسايي در حوزه هاي متفاوت ادبيات نمايشي ، داستاني و تحقيقات ادبي فعاليت مي کند .
اولين کارش " ادبيات اقليمي " بود که سال 1379 پيرامون ادبيات اقليمي گيلان نوشت . سال 80 به اصرار دوستان روزنامه نگار از جمله محمد تقي صالح پور وارد حوزه نقد ادبيات داستاني شد .
موسايي سال 1380 مجموعه " از مه تا کلمه " نمونه هايي از داستانهاي کوتاه امروز گيلان از 1288 تا 1380 را توسط نشر دشتستان تهران منتشر کرد .
بعد از انتشار " از مه تا کلمه " در حوزه داستان مکالمات با عنوان " ببار اينجا بر دلم با مهدي اخوان لنگرودي پيرامون ادبيات در مهاجرت را منتشر کرد.
موسايي پس از آن " فرهنگ تحليلي داستان نويسان گيلان " را آماده کرد که از 1288 تا 1388 را در بر مي گيرد .
" زندگي و اثار نمايشي ميرزا حسن خان ناصر " از پيشگامان تئاتر گيلان که روزنامه " اميد ترقي " را منتشر مي کرد و بيش از 40 نمايشنامه را به فارسي ترجمه يا آداپته کرد از ديگر کارهاي در دست چاپ موسايي است که توسط انتشارات ايليا زير چاپ مي باشد .
تلاشهاي وي منجر به ترجمه مجموعه داستاني از محمد علي افراشته با عنوان " دماغ شاه " شد . افراشته روزنامه نگار و طنزنويس گيلاني اين داستانها را سال 1338 در بلغارستان و به زبان بلغاري منتشر کره که به همت موسايي و با همکاري سفارت بلغارستان و يک بانوي استاد ادبيات فارسي دانشگاه صوفيه به نام فلورا ترجمه شده است .
از ديگر آثار موسايي که هم اکنون در انتظار دريافت مجوز چاپ است " شناخت نامه م . ا.به آذين " محمود اعتماد زاده است .
" فرهنگ تحليلي داستان نويسان گيلان " که تا پايان امسال منتشر خواهد شد از سال 1288 تا 1388 صد سال داستان نويسي گيلان را بررسي مي کند .
در اين اثر 380 نويسنده گيلاني شناسايي و قريب 400 داستان يا رمان بررسي شده و ترتيب ذکر داستان نويسان بر اساس سال توليد اثر و ورود به عرصه ادب صورت گرفته است .
در اين کتاب علاوه بر بيان شرح حال مختصري از هر نويسنده ، اثر هر داستان نويس بررسي و کتاب شناسي کاملي از اثر آمده است . کد/ 4
620
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 672424
+ نوشته شده در دوم مهر ۱۳۸۸ ساعت توسط بهزادموسايي
|
بهزادموسایی