همزمان با نشر کتاب "چند و چون فروریزی..." نوشته دیگری از دکترماشاءالله ورقا به مناسبت و به یاد یکصدمین سالزاد محمدعلی افراشته (1338 ـ1287) شاعر و نویسنده و طنزپرداز پرآوازه ایران چاپ و نشر شده است با عنوان "پیگرد و رهایی افراشته" و به منظور شناساندن"برگی از دفتر خودکامگی" رژیم آریامهری. از آنجا که این نوشته مولف با شغل و منصب پیشین وی پیوندی تنگاتنگ دارد، و نیز از این لحاظ که مولف در ارتباط نزدیکی با زندگی دو سه ساله افراشته در اختفا و در به دری بوده، و در مهاجرت خواسته و ناخواسته او همرای گردیده، حاوی خاطره هایی دست اول و افشاگرانه است، خاطره هایی مستند که هم در برگیرنده شیوه های ددمنشانه کین توزی رژیم استبدادی پس از کودتاست علیه شریف ترین شخصیت های ملی، و هم سیمای روشن و ماندگار زنده یاد محمدعلی افراشته را بیش از پیش جلوه گر می کند.
77 صفحه پایانی این کتاب خواندنی 214 صفحه ای اختصاص به گزیده شعرها و تصاویری دارد که بازگوکننده طنزپردازی و مردم دوستی افراشته است. این کتاب نیز توسط انتشارات روزبه چاپ و نشر شده است.
پشت جلد کتاب هم مزین به شعر "پالتوی چهارده ساله" افراشته است:
ای چهارده ساله پالتوی من
ای رفته سر آستین و دامن
ای آنکه به پشت و رو رسیدی
جر خوردی و وصله پینه دیدی
هر چند که رنگ و رو نداری
وارفته ای و اطو نداری
گشته یقه ات چو قاب دسمال
صد رحمت حق به لنگ بقال
پاره پوره چو قلب مجنون
چل تکه چو بقچه گلین جون
ای رفته به ناز و آمده باز
صدبار گرو دکان رزاز
خواهم ز تو از طریق یاری
امساله مرا نگه بداری
این بهمن و دی مرو تو از دست
تا سال دیگر خدا بزرگست
بهزادموسایی