گفت و گوی حاضر بخشی از کتاب زیر چاپ پاسخ به یک ضرروت ( گفت و گو با م. ا. به آذین در فروردین ماه 1380) بهزاد موسائی است. او در پاسخ های خود به پرسش های موسائی، روایت دیگری از فعالیت خود در هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب عرضه می کند. از آن جا که او یکی از پر سر و صداترین اعضای کانون نویسندگان و به نوعی جریان ساز آن بوده است، این گفت و گو می تواند برای پژوهش گران تاریخ ادبی- سیاسی معاصر ما جالب توجه باشد.
بهزاد موسائی: به رغم مسائلی که برای نسل شما پیش آمد، هیچ به رفتن فکر کرده ئی؟
م. ا. به آذین: چه گمان برده ئی، جوان؟ گریختن از چه و پناه بردن به که؟ دل و جان و زندگی تن و روانم از ایران و از فرهنگ آسمان سای ایران است. و با پوزش از خواجه بزرگ وار حافظ، برای مختصر دست کاری که در شعر او کرده ام، می گویم:
آشنایان درِ دوست گرَم خون بخورند کافرم گر که شکایت به بیگانه برم
موسائی: وسوسه ذهنی یت در این سال ها چه بوده؟ و این روزها به چه می اندیشی؟
به آذین: وسوسه نه، دغدغه بزرگ من در چند سال اخیر سرنوشت کره خاکی ما است که دو اسبه به سوی نابودی رانده می شود. اکنون در تقریبا سراسر زمین آب آلوده است، خاک آلوده، هوا آلوده و این آلودگی دارد به جائی می رسد که چاره ناپذیر شود. آن چه به این روند مرگ بار شدت می بخشد، فزونی بیرون از حد جمعیت زمین و در نتیجه افزایش تصاعدی نیاز جهانی به آب و نفت و چوب و آهن و دیگر فلزات و همه نوع خواربار و پوشاک است. و پا به پای این همه، باز بی کاری اجباری ده ها و به زودی صدها میلیونی ناشی از کاربرد همه گونه روبوت در صنعت است و نیز بیماری های واگیردار ناشناخته یا دوباره سر بر آورده، پیش روی بیابان ها، کاهش جنگل ها و سرانجام جنگ و کشتار به بهانه دعوی های مرزی و دشمنی های قومی که می باید بازار فروش سلاح های از رده بیرون شده کشورهای پیش رفته را گرم بدارد... .
زمین دیگر رمق از دست می دهد، نفسش به شماره می افتد. باید پیش از آن که دیر شود، به دادش رسید. از جنبش های سبز که می خواهند درد را از راه پارلمان و شرکت در دولت تسکین دهند، کاری ساخته نیست. خیزش عمومی جهانی لازم است، هر جا و همه جا در راستای مهار کردن تولید انبوه و ناممکن ساختن اسراف دیوانه وار کنونی در مصرف... .
موسايي : به نظرميرسد درسالهاي اخير ديگردرجمع نويسندگان نيستيد چرا؟
.به آذین: درست است. نخواسته ام به کانون نویسندگان ایران بپیوندم
موسائی: آیا نوشتن برای شما در طی این سال ها به دلیل قطع یکی از دست های تان از سر شانه دشوار نبوده است؟
به آذین: قطع کامل دست چپم در زندگی یا فعالیت نوشتاری یم هیچ گونه دشواری به بار نیاورده است.
موسائی: در حال حاضر چه می کنید؟ چه کتابی در دست نوشتن یا ترجمه دارید؟ شاید هم کتاب هائی؟
به آذین: نمی گویم که پاک بی کار نشسته ام. می نویسم، اگر چه به کندی و با بازده کم. چندی است از کار ترجمه اکراه دارم.
موسائی: اعضای کانون نویسندگان در آخرین مجمع عمومی خود در تاریخ 26 آبان 1379 میل وافری به لغو مصوبه کانون داشته اند. گویا کانون نویسندگان کماکان شما را عضوی از خود می داند و قرار است این پیش نهاد اعضا در جلسه مجمع عمومی به بحث و ارزیابی گذاشته شود. پیش بینی می شود حذف مصوبه کانون در سال 58 مورد تأکید و تأئید اعضا قرار بگیرد. نظر شما چیست؟
به آذین: از بحثی که سال گذشته در جلسه عمومی کانون نویسندگان درباره تعلیق عضویت و اخراج پنج تن از اعضای کانون درگرفت و در آن پیش نهاد شد آن مصوبه لغو شود، من پس از چند ماه از زبان یکی از دوستان خبر یافتم. حرکت جالبی است. نشان می دهد نسل تازه اهل قلم، به رغم باقی مانده های آن دوران، احترام صادقانه تری به تفاوت های عقیدتی می گذارد و بر همین اساس، مصوبه ئی را که به انگیزه کینه توزی سیاسی صادر شده بود، خلاف اصول و مردود می شمارد. به هر حال کار بی کشمکش نخواهد گذشت. باید ماند و دید.
موسائی: با توجه به این که شما مدت ها عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان بوده اید و تجربه های بسیاری در این زمینه دارید، برای تشکیل کانون یا اتحادیه نویسندگان ایران چه گام هائی باید برداشت؟
به آذین: برابر دانستن حق همه سبک های ادبی- هنری یا عقیده های سیاسی- فلسفی- اجتماعی در عرضه داشتِ آزادانه از راه بیان و قلم و دیگر وسایل و نیز شناختن حق یک سان هر اهل قلم و هنر به گزینش و سعی در اشاعه نظرهای خاص خویش، همیشه می تواند محوری باشد که نویسندگان و شاعران و منتقدان و دیگر هنرمندان گرد آن فراهم آیند و از منافع صنفی خود پاس داری کنند.
موسائی: از نظر شما نواقص اساس نامه کانون نویسندگان ایران چیست؟ و وضع کانون نویسندگان را در دوره جدید چگونه می بینید؟
به آذین: در مرحله عمل است که ضعف ها و کم بودها نمایان و رفع خواهند شد. نخستین و مهم ترین گام، گرد آمدن و شکل پذیرفتن است. پس از آن ، یک دیگر را اندیشیده و صادقانه تحمل کردن. امیدوارم همگان در دوره تازه فعالیت کانون چنین کنند و چنین باشند.
موسائی: راه برون رفت کانون از مشکلات نشر و پخش چیست؟
به آذین: فقط کانون نویسندگان با دشواری ها و گرفتاری های نشر و پخش رو به رو نیست. مطبوعات، ناشران، چاپ خانه داران و توزیع کنندگان نیز به همین درد گرفتارند. راه برون رفت از این دشواری ها فعالیت مشترک و هم آهنگ همه این صنف ها است.
موسائی: به نظر شما کانون نویسندگان تا کجا می تواند از نویسندگان نوقلم حمایت کند و راه کاری که شما پیش نهاد می کنید، چیست؟
به آذین: تشکل صنفی نویسندگان، به هر نامی که خوانده شود و فعالیت کند، برای ماندگاری در نوگشتگی، نمی تواند از پرورش استعدادهای نوخاسته سر باز زند. باید ضمن راه نمائی مشفقانه آسان پذیر در کاربرد زبان و پاس داری آن از آمیختگی های ناسازِ دستوری و لغوی، نوقلمان را در چاپ و انتشار آثار بدیع شان- اگر چه کمی خام یا نامتعارف به نظر آیند- یاری و از ایشان پشتیبانی کرد.
موسائی: به نظر شما منشور کانون که در ده ماده تنظیم شده است، واقعی و گویا است؟
به آذین: در جریان تدوین منشور کانون نوگشته نبوده ام و نظری نمی توانم داشت.
موسائی: آیا درست است در زمانی که شما مسؤول کانون نویسندگان بودید، به اتفاق تنی از نویسندگان حزبی، فضای کانون را سیاسی و نقطه نظر های حزبی را منتقل می کردید؟
به آذین: به هنگام تأسیس و در دوران کوتاه فعالیت اولی کانون نویسندگان ایران، من کم ترین رابطه سازمانی با حزب توده ایران نداشتم. هیچ ره نمودی از آن سو و هیچ گزارشی از سوی من در کار نبود. اما با مختصر آشنائی یم با تئوری مارکسیسیم و در چارچوب تاکتیک آن برای شرکت مارکسیست ها در فعالیت سازمان های صنفی موجود، طبیعی است که شیوه کارم در هیأت دبیران کانون، در حد مقدور بر همان الگو بوده باشد. و باز طبیعی است که مخالفان، از هر رنگ سیاسی یا سازمانی که بوده باشند، مرا مورد اتهام قرار دهند و به من حمله کنند.
در دوره دوم فعالیت کانون هم، نزدیک به دو سال کار بر همین منوال بود. با پیروزی انقلاب و پدید آمدن امکان فعالیت علنی و قانونی حزب توده ایران، باز حتا هنگامی که پس از حدود یک سال به حزب پیوستم، در تصمیم گیری ها هرگز نیازی به مشورت یا کسب تکلیف از رهبری حزب نداشتم. با سابقه چند ساله ام در هیأت دبیران کانون، مورد اعتماد بودم و به استقلال عمل می کردم. آن قدر هم به اقتضای زمان و لزوم پرهیز از افراط کاری و زیاده خواهی آگاه بودم که برای حفظ موجودیت کانون و ادامه فعالیت آن مسیر کم خطرتری را پیش نهاد کنم. اما ائتلاف چپ روهای افراطی، هواداران شناخته غرب و برخی وابستگان رژیم گذشته کار را به شکاف در صف کانون کشاند و شد آن چه شد.
موسائی: شما به عنوان روشن فکر خلاق درباره عمل کرد و فعالیت های هنری تان در کانون نویسندگان ایران در دهه های گذشته چه فکر می کنید؟
به آذین: وسواس بازنگری و فرصت فکر کردن به این مسأله را ندارم.
موسائی: در پایان اگر نکته ئی دارید، بفرمائید؟
به آذین: گفتنی ها گفته شد. به سلامت باشیدg